تبليغاتX
red spray
red spray
ادب چیزی نیست جز ، سرپوش گذاشتن بر روان پریشی جامعه طبقاتی
home     music timer     contact    

هیچ گاه هیچ عملی که نشان از حرکت و تولید داشته باشد با جفت شدن پاها ، دست ها و لبها صورت نمی گیرد ، شما همان گونه که نمی توانید با دهان بسته صحبت کنید ، نمی توانید با پاها و دست های جفت شده با هم سکس کنید و یا با جفت شدن تخم ها ( به قول معروف ) حرکت اعتراضی صورت نمی گیرد ، اگر هم چنین چیزی صورت بگیرد از سر زور و شاید حالتی بیمار گونه باشد .

اما مسئله شاید برای ما ملموس تر باشد .

کسانی که دستی در کار دارند شاید این که هیچگاه تولید هنر مدرن با جفت شدن هیچ یک از اینها صورت نمی گیرد را را حس کرده باشند ، برای مثال هیچ وقت یک گرافیت زن با پاهای بسته به آغوش دیوار و یا یک رپر و وکال سبک راک به استقبال و رابطه با میکروفن و گیتار الکتریک نمی رود ، در مقابل تأکید استاد تئاتر با سبک و سیاق به ادا و اطوار کشیدن سربازان خود به حالتی میمون وار بر اینکه جوون بیرون تمرین هم پاهاتو جفت و صاف نگه دار چیز دیگری را نشان می دهد

نگاهی بیندازید به صف ایست خبر دار پادگانها که همه دست و پاها زیر سکوی میدان بدون آن که با چیزی یسته شده باشند صاف و جفت شده تحت تجاوز فرمانده ی میدان قرار می گیرند .

نگاهی بیندازید به فرهنگ شرق آسیا ، چرا این انسانهای عقب مانده و معروف به لطافت در مقابل تو سری اینقدر جفت ، جفت و بسته ، بسته راه می روند ؟

چرا هیچ گاه در تاریخ کسی با پاهای باز در مقابل ارباب ها سر تعظیم فرود نیاورده و همه جا به عکس آن نمایش داده می شود ؟

چرا زنان در تاریخ هزاران ساله توحش و بربریت باید قدم های خود را کوتاه بردارند ؟

چرا انسانها را با پاهای جفت شده به بالای طناب دار می برند ؟

در حالی که باز شدن بین اینها به پیش می برد و بسته شدنشان به پس !

چه چیزی بین این پاها پنهان شده که ارتجاع سعی در جفت و یسته نگه داشتن آنها دارد ، فرهنگ سنتی حاکم بر جامعه چه نفعی در آن می بیند و هنر اعتراض به سنت گرایی و پرتاب سنگ به سمت پلیش ضد شورش همیشه با پاهای باز متولد می شوند ؟

چرا هیچگاه پیامبری با پاهای باز در نوک کوه دست به دعا بر نداشته ؟

نگاهی هم به به فضای عقب مانده و درد آلود خانواده بیندازید ، آنجا هم همین حکم برای فرزندان در مقابل بزرگان خانواده وجود دارد .

گویا محیط خانواده و خانه همچون دعای پیامبری در نوک کوه مقابل خدا با پاهای یسته مقدس و متحجر می شود ، پس آلوده اش می کنیم


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

punk


نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

dabber 2 capitalism


نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

زن ستیزی

گره روزهای نو در کجا بسته شده ؟

در آغاز باید گفت که تقریباً هیچ معضلی در جامعه جهانی امروز نمی تواند محدود به حد و مرزی برای یک موقعیت جغرافیایی و امری ناشناخته و غیر قابل درک برای مردم دیگر نقاط دنیا باشد ، سیستم سرمایه داری بر کل دنیا حاکم است و معضلاتی را که با جامعه دست به گریبان می کند با لایه ای خاکستری شدن در همه جا قابل مشاهده است ، استثمار ، اعتیاد ، فقر ، جنگ ، جو بی اعتمادی انسانها ، قتل ناموسی و ... در همه جا با کم و زیاد شدن درجه ی آن وجود دارد و یکی دیگر از این موارد سیستم خانواده پدرشاهیست که نیاز مبرم جوامع سرمایه داری می باشد ، مناسبات تولیدی جامعه این امر را می طلبد برای استثمار بیشتر و طبقه بندی شده ، ولی چیزی که بیش از همه عیان است به بن بست رسیدن راه حل متشکل شدن جامعه در جایی به نام نهاد خانواده است ، می بینیم هر فرزندی با رسیدن به سن بلوغ و با ورود به بازار کار و تأمین مالی خود چگونه در مقابل پدری که تا دو روز پیش زیر مشت و لگدش سیاه می شد چگونه سرکش می شود ، دیگر هر ساعتی از روز که بخواهد به خانه میرود ، هر جا که بخواهد میرود ، هر چه دلش بخواهد می پوشد ، خانواده منسجم که به دستور پدر تا به نرسیدن فرزندان به سن بلوغ به هر سویی می رود پس از آن فقط محل خوابگاهی می شود برای فرزندان و این در صورتی است که فرزندان خود پاسخ گوی نیاز های مالی خود شده باشند و این مرحله ای است که پدر تاج و تخت سلطنت خود را به عنوان نان آور خانواده از دست می دهد اما دوران ما قبل آن یعنی دوران قبل از استقلال مالی فرزند ، عوامل مختلفی موجبات استحکام نهاد خانواده را فراهم می آورند که از جمله ی آن زمینه های از پیش ساخته شده و تحمیلی فرهنگی ، قومی و مالی است .

 

لزوم پدر شاهی برای سرمایه داری

با تقویت سیستم مرد سالاری ( دقیقاً در جوامعی رخ می دهد که نظام اقتصادی و تولیدی متحمل نیازهای مردم در تمام سطوح جامعه نیست ) در قالب یک فرهنگ عقب مانده که خارج از این رابطه هم قابل اجرا نیست ارتش بیکاری را در جایی به نام آشپز خانه پنهان می کنند که شامل جنس زنانه خانواده می شود و برای جلوگیری از اعتراض به این وضع زنان ، آن را با دلایلی همچون دختر خوب ، پاک و زن کد بانو توجیه می کنند و تبلیغاتی از این دست را حتی در تبلیغات تولیدی هم می توان به عینه می دید برای تیلیغ مایع ظرفشویی ،  رب ، سس  ... همیشه یک زن در پایگاه اصلی خودش در ایم جامعه یعنی آشپز خانه نشان می دهند و همین جاست که پست مدرنیسم به بن بست کامل خود اعتراف می کند یعنی از دست رفتن لزوم کار خانگی ، زمانی کار زن در خانه خود یک امر تولیدی بود زن خانواده رب ، مربا و ... می پخت و مازاد مصرف خانواده در بازار به فروش می رسید ، لباس و ظرف می شست ولی امروز با کنسرو شدن محصولات غذایی و تولید آن در کارخانه و الکترونیکی شدن کارهایی همچون لباس و ظرفشویی زن درخانه هر چه بیشتر نقش یک فرد به عنوان بر طرف کننده نیازهای جنسی  مرد را بازی می کند ، هر روز زن مجبور به تو سری خوردن بیشتر  می شود و از یک رکن اصلی خانواده در دوران قبل تبدیل به یک کودک فقط نان خور و  در کنار آن ارضاء کننده نیازهای جنسی و در مفهوم کلی به یک برده تمام عیار جنسی بدل می گردد ، همین جاست که جامعه ی مرد سالار وی را فقط به عنوان یک دست پرورده شوهر می طلبد و این جاست که وقتی ماهیت تولیدی خود را کاملاً از دست می دهد سرمایه داری برای پاسخ گویی به این معضل رو به تبلیغات گسترده علیه حقوق زن روی می آورد .

 

از دیکتاتوری تا سلطنت مشروط پدر

قبل تر هم گفتم دروان سلطنت پدر در خانواده با اسقلال مالی فرزندان می تواند تضعیف شده و به یک سلطنت مشروطه تبدیل گردد و حتی به یک دموکراسی ولی این آزادیکل خانواده نیست ، دموکراسی و مشروطه این بار دست دیگران را در قدرت خانواده به شرط میزان کسب در آمد و میزان مصرف آن برای خانواده بازتر می کند ، پسر خامواده که وارد بازار کار می شود از فردای همان روز از طرف قدرت سیاسی خانواده ( پدر ) به رسمیت شناخته شده  و جهت حل مشکلات با او مشورت کرده و از وی طلب یاری می کند ، ولی دختر خانواده که می تواند همین نقش را بازی کند در اکثر مواقع به دلیل  فرهنگ مرد سالار جامعه سرمایه داری در جهت تأمین ایجاد شغل او را در آشپز خانه و اتاق خواب جداگانه در انتهای خانه که قابل دسترسی هیچ کس نیست پنهان می سازند و تا روزی که ازدواج نکرده و قادر به تأمین حتی نیازهای جنسی جامعه نیست به عنوان یک فرد نان خور اضافه و نه یک انسان تا شب ورود به تخت سلطنت مردی دیگر می نگرند و اساساً در جوامع سرمایه داری زن مشرعیت خود را انگار اینگونه به دست می آورد و آن هم به صورت نیم بند که هیچ مسئولیتی جز مورد بالا را بر عهده ندارد و گویا نمی تواند داشته باشد .

 

روز های قبل ازدواج را چگونه می توان برای یک دختر تعریف کرد ؟

این روز ها دوران آموزش یابی یک زن خوب برای شوهر آینده است ، باید آشپزی آموخت ، باید شوهر را آویزه گوش کرد ، بدون اجازه جایی نرفت ، برای طرز پوشش حتماً با شاه خانواده مشورت شود و مواردی از قبیل دوست پسر ، دیدن فیلم بدون سانسور ، کتابهای به ظاهر نا هنجار ، دیر وقت به خانه رفتن ، تنها بیرون رفتن ، بلند خندیدن ، صحبت کردن با غریبه ها ، سر بالا گرفتن و ... همه ممنوع و این در حالی است در جامعه ای با چنین وضعیتی برای جنس مردانه قسمتی قبل و قسمتی بعد از استقلال مالی می تواند کاملاً بر عکس باشد و زن حتی با استقلال مالی و ازدواج کردن به خیلی از این موارد دست پیدا نمی کند

این همه قید و بند می تواند زمینه های خود کشی ، اعتیاد ، فرار از جو زندگی را به عنوان راه برون رفت از وضعیت موجود را در ذهن یک فرد حتی به عنوان یک تصمیم جبری پدید آورد

وقتی با زنی که با چنین وضعیتی درست و پنجه نرم می کند چند کلمه ای صحبت می کنیم متوجه این امر می شویم که چاره ای جز این به امید رسیدن روز های نو نداشته مگر با قبول هر آنچه که خواهد شد و یا ادامه سرکوب و منکوب ...


نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

warrior


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 توسط red spray | لينك ثابت |


نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

انحنای شلیک صدای تو

ابزار مخدوش کننده مغز من

چشم سوم

بیننده ی جریان زیر آب

دستان نجات بسته

و

تنی که نا به هنگام اسیر خاک می شود

دنیایی که زندگی و مرگ آن

اسارت است برای من دل بستگی

ممنوع !

پیش به سوی رهایی


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

el che setncil

کار رفیق سالی


نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

آسفالت سیاه خون سرخ مرا می طلبید

نوید آزادی با بمب اتم می ترکید

تا نعره ی ما شب تا سحر شهر به شهر می چرخید

سگ سرمایه هم از ترس به خود می لرزید

برای زندگی انسانی تا به ابد بی تاریخ می جنگیم

ما همه انسانی از نوع بشر بی مرز و بی رنگیم


نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

فوم


نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

فوم


نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

فوم


نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

anti bush stencil

کاری از رفیق سالی


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

تی شرت


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

کاغذ


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

تی شرت


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

tool

تی شرت


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |

blue star stencil

تی شرت


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |
part 1 : turn the page

فکر می کنم اصلاً نمی تونم این مطلب رو خوب شروع کنم ولی خب داستان اینه که بد جور خسته شدم ،انگار پیر شدم  اونایی که از نزدیک با من آشنا هستن خوب می دونن چقدر بچه خندون و پرانرژی  و گاهاً بد اخلاقی بودم ولی از همش از همه چیز خسته شدم انگار که بریدم ، انگار که دیگه دارم احساس تنهایی می کنم  ، انگار دارم می پوسم ...

تف به این زندگی

نمی شه که صبح تا شب عین سگ کار کنی آخرش هم که وقتی می مونه از بی پولی واسه تفریح بیای توی این نت آشغال

چرا یه دوربین عکاسی ندارم ؟

که بتونم از از این وضعیت مدرک تهیه کنم از این که مردم این قد نسبت به هم بی اعتماد شدن .

2 ساعت واسه طرف زر می زنی آخرش هم می گه حرفات قشنگه ولی بازم نمی شه به کسی اعتماد کرد .

ببین انسان به عنوان یه موجود اجتماعی چه طوری به خفت افتاده ، یعنی ببین این نظام سرمایه داری اَن جامعه ی انسانی رو تا کجا به پس رفت سوق داده

ای بابا بازم دارم معما حل می کنم که ، خیر سرم می خواستم 4 تا فحش خواهر مادر بدم دلم خنک بشه

یادش به خیر یکی از رفقا می گفت هر چند اینا نماد مرد سالاریه ولی بعضی وقتا آدم فقط با دادن 4 تا فحش خواهر مادر دلش خنک می شه ، چقدر دلم بره این رفیق تنگ شده

یادمه تازه که با هم آشنا شده بودیم بعد کلی چرت و پرت با اس ام اس اینو برام فرستاد.

چقدر راحت اطرافم از این رفقا پاک شد دلم می خواد دوباره ببینمش بپرم بگیرمش تو آغوش فشارش بدم و شاید هم یه کم گریه کنم .

بعد از مدتها بغضم ترکید انگار که دارم گریه می کنم انگار که واقعاً گرفتمش تو بغلم

اصلاً تف به روی همه اونایی که پشت این رفیق بعد از دستگیری و  آزادیش چرت گفتن وقتی می بینم جلو روم ازش چرت می گن فقط می خوام با یه مشت دندوناشون رو خورد کنم      تف !

جیمز هیتفلد هم  که یه سره داره آهنگ turn the page رو تو گوشم ور میزنه تو هم دیگه خفه


part 2 : scorpions

آنگاه که گرمای خورشید مرداد ماه بر سرم می بارد با گوش دادن به موسقی راک و گره زدن اخم های خود و با گامهای سریع و استوار ،  نمی خواهم باور کنم سختی مسیر را ، شکست را و سلامی دوباره خواهم گفت به روزهای نو ، سلام به روزگار انسانی ، مرگ بر هر آنچه که هست

دنیای نو را بر ویرانه های تاریخ خواهیم ساخت

دنیای دیگر ممکن است

وقتی خطر مرگ و گرسنگی نوع بشر را تهدید می کند

چه اهمیتی دارد چرخش زمین به دور خورشید

زمین خواهد چرخید

و باز هم باران خواهد بارید


part 3 : viva

 

بر روی سکوی پرتاب حرکت کن ، پر انرژی ، پر از امید ، حرکت روی سکوی پرتاب ، انگار که از یک فیلتر عبور می کنم ، بی هیچ غم و فکری ، پر انرژی ، پر از امید ، عاشقانه هد بنگ می کنم ، مرگ بر هر آنچه که هست

۰ × ۲

۰ × ۳

۰ × N

آیا یک فیلم به کوتاهی یک نقاشی و یک نقاشی به بلندای آسمان از مقابل چشمان بسته ام ، از ذهنم عبور می کند ؟

چون عاشقانه هدبنگ می کنم

پس مرگ بر هر آنچه که هست

۱ × ۲

۱ × ۳

۱ × N

بگذارید موسیقی به پایان برسد ، بگذارید هد بنگ کنم ، بگذارید فریاد بزنم ، بگذارید سنگ پرتاب کنم

N × N

N × N

N × N

آنگاه زنده بادهایم را هم خواهم گفت


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط red spray | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
» با پاهای باز کودکی متولد کنید
» punk
» dabber 2 capitalism
» زن در نظام پدر شاهی
» warrior
» banksy
» پیش به سوی رهایی !
» el che-----> saly partizan
» زندگی...
» art cult
» world 4 child
» woman
» anti bush
» lenin
» anarchy
» el che
» che guevara
» tool
» blue star
» music timer

red-spray

red spray

red-spray

http://red-spray.blogfa.com

red spray

red spray

red spray

برای آموزش یابی ، سازمان یابی و دگرگون سازی ، باریکادهای هنر و هنر انقلابی را در هر کجا بر پا کنید ادب چیزی نیست جز ، سرپوش گذاشتن بر روان پریشی جامعه طبقاتی

red spray

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog